کارلوس مرد جوانی از طبقه متوسط سائو پائولو است که در دوران استقرار صنایع خودروسازی خارجی در برزیل، در یک شرکت بزرگ کار میکند. کمی بعد، او شغلی را در یک کارخانه قطعات خودرو میپذیرد و در آنجا مدیر میشود. او تا حدی مرد خانواده است که سخت کار میکند، درآمد خوبی دارد اما ناراضی زندگی میکند. بدون هیچ چشماندازی در زندگی برای تغییر شرایطی که از آن بیزار است، آخرین راه چاره او فرار است.