دنی مرد نابینایی است که اجازه نمیدهد ناتوانیاش مانع از زندگی کامل او شود، مگر در مورد عشق. برادر دنی برای او یک سری قرار ملاقاتهای کورکورانه ترتیب میدهد، اما همه آنها به شکلی فاجعهبار خراب میشوند. درست زمانی که دنی در آستانه تسلیم شدن است، با لیزا آشنا میشود؛ پرستاری که برای پزشک دنی کار میکند. اما یک مشکل وجود دارد: لیزا که اهل هند است، به مرد دیگری وعده داده شده است.