یک بنا و همسرش بر سر خوشگذرانیهای او در پایان هفته با یکدیگر درگیر میشوند.
صفحه 2453
یک بنا و همسرش بر سر خوشگذرانیهای او در پایان هفته با یکدیگر درگیر میشوند.
چنگ میوهفروش عاشق دختر همسایهاش که یک پزشک است شده، اما پزشک خوب به او اجازه ازدواج با دخترش را نمیدهد مگر اینکه چنگ بیماران بیشتری برای او پیدا کند...
تیموتی و گی، دو کودک یتیم از محلههای فقیرنشین بوستون، به ایالت مین فرار میکنند تا خانهای برای خود بیابند و موفق میشوند قلب تلخ و داغدیده اویلدا را نرم کنند. داستانی روستایی و دلنشین درباره دو کودک ناخواسته که پذیرش و عشق را پیدا میکنند.
مکس که فردی خرافی است، پس از شکستن آینه در خانهاش تلاش میکند از موقعیتهایی که ممکن است برایش بدشانسی بیاورند دوری کند، اما با این کار بدترین بدشانسیهای ممکن را برای خود رقم میزند.
یک ستوان کاریزماتیک که به تازگی به یک دژ نظامی دورافتاده منتقل شده، توسط گروهی از راهزنان کوهستان اسیر میشود و به این ترتیب یک نمایش کمدی پر هرجومرج آغاز میشود که نمونهای از بیپرواترین آثار لوبیچ است. یک طنز فوقالعاده پر هرجومرج و بازیگوشانه از زندگی ن…
یک کارگر ساده صحنه تئاتر پس از بیدار شدن از خوابی که در آن تمام شخصیتهای یک تماشاخانه توسط باستر کیتونهای متعدد بازی میشدند، در هر جایی که کار میکند آشوب به پا میکند.
این داستان حماسی که در سالهای قبل و در طول جنگ جهانی اول میگذرد، روایتگر داستان یک خانواده ثروتمند آرژانتینی است که یکی از دو شاخه نسل آن نیمی فرانسوی و دیگری نیمی آلمانی است. پس از مرگ بزرگ خاندان، دو دختر او و خانوادههایشان به ترتیب در فرانسه و آلمان ساکن…
یک تحویلدار بانک درگیر یک سرقت، جاعلان اسکناس و یک گروه تئاتر میشود که در یک خانه جنزده خود را به عنوان روح جا زدهاند.
فرانسه، در آستانه انقلاب کبیر. هنریت و لوئیز مانند دو خواهر با هم بزرگ شدهاند. وقتی طاعونی که جان والدینشان را میگیرد باعث نابینایی لوئیز میشود، آنها تصمیم میگیرند برای یافتن درمان به پاریس سفر کنند، اما با ورود یک اشرافزاده هوسباز به مسیرشان، از یکدیگر…
مرد جوانی که بدشانسی آورده است، چندین بار تلاش میکند تا خودکشی کند اما در این کار هم شکست میخورد. او سپس از طریق یک سری ماجراجوییهای کوچک اعتماد به نفس بیشتری پیدا میکند، تا حدی که همین موضوع باعث نابودیاش میشود.
در یک تفریحگاه گلف متعلق به طبقه مرفه، یک ولگرد متوجه میشود که شباهت زیادی به یک مرد ثروتمند دارد که همسری زیبا اما ناراضی دارد.
باستر در نزدیکی یک شهربازی از قطار بیرون انداخته میشود. او در آنجا در یک سالن تیراندازی که توسط باند تبهکار «بزهای چشمکزن» اداره میشود، شغلی پیدا میکند. وقتی به او دستور داده میشود که یک بازرگان را به قتل برساند، او با مجهز کردن خانه آن مرد و دخترش به وسا…
کنت اوچ بدنام با اعلام قصدش برای حضور ناخوانده در جشنهای قلعه فوگلاود، محفل اشرافی را شوکه میکند. بارونس سافرشتت به زودی از راه میرسد و مهمانان به خوبی از شایعاتی که میگوید کنت اوچ همسر سابق بارونس را به قتل رسانده آگاه هستند. اوچ از رفتن خودداری میکند و…
در اولین حضور مشترک لورل و هاردنی بر پرده سینما، استن نقش یک عاشق سگ بیپول را بازی میکند و اولیور نقش دزدی را دارد که سعی میکند از او و معشوقه جدیدش سرقت کند.
رقابت عشقی میان اعضای یک انجمن مخفی زمانی شدیدتر و پرتنشتر میشود که به یکی از مردان ماموریت داده میشود تا یک ترور را انجام دهد.
مرد جوانی نقشهای میکشد تا برای کارفرمای دوستدخترش مشتری جذب کند، اما پس از اینکه او را در حال صمیمیت با مرد دیگری میبیند، اقدام به خودکشی میکند.
مجموعهای از بدبیاریها و ماجراهای خندهدار زمانی رخ میدهد که باستر کیتون به اشتباه به عنوان یک جنایتکار فراری شناسایی میشود.
یک سازنده قایق به همراه خانوادهاش تلاش میکنند تا با قایق دستساز خود به نام «دمفینو» به دریا بزنند.
هری ایکم برای همسر محبوبش جواهراتی را از مکانی خریداری میکند که واسطههای دنیای زیرزمینی در آن به خرید و فروش کالاهای تقلبی و دزدی مشغولند. او به طور تصادفی مردی را میبیند که همسرش در گذشته با او رابطه داشته است.
رولاند به بیماری جذام مبتلا میشود و مک آلن توسط مهاراجه اسیر میگردد. مهاراجه به ایرن پیشنهادی میدهد: یک شب با او در ازای درمان رولاند. ایرن میپذیرد، اما سپس تلاش میکند تا خودکشی کند.
آیان، مهاراجه اشنپور، معتقد است که همسرش، پرنسس ساویتری، با افسری به نام مک آلن به او خیانت کرده است. او تصمیم میگیرد همسرش را زنده به گور کند، بنابراین یوگی رامیگانی را به انگلستان میفرستد تا به دنبال هربرت رولند معمار بگردد؛ اما وقتی مهاراجه به رولند دستور…
زنی که دچار ناامنی روانی است، میترسد که شوهرش دوباره به سمت معشوقه قدیمیاش کشیده شود.
فرانک بوید پس از اختراع یک قطعه خودرو که او را ثروتمند میکند، با معشوقه دوران کودکیاش ازدواج کرده و تشکیل خانواده میدهد؛ اما طولی نمیکشد که از زندگی آرام و خانگی جدیدش دچار بیقراری و کلافگی میشود.
«چارلى» ( چاپلین )، شیشه بر دوره گرد، با پسربچه اى ( کوگان ) که مادرش او را رها کرده زندگى میکند. پسر بچه، شیشه ى پنجره هاى خانه ها و مغازه هاى مردم را با پرتاب سنگ میشکند و براى ناپدرى خود کار جور میکند.
58,972 عنوان، صفحه 2453 از 2458
لینک توی حافظه کپی شد، حالا میتونی توی نرمافزار دانلودت بچسبونیش.
کپی خودکار انجام نشد، متن بالا رو دستی انتخاب و کپی کن.