در میان صخرههای عمودی زاکسن، گاستون ورزشکار جان چهار صخرهنورد را نجات میدهد. هر دو زن نجاتیافته عاشق او میشوند؛ یکی از آنها به تامین مالی اختراع آیندهنگرانه گاستون کمک میکند، اما این حامی مالی ارتباط تاریکی با سرنوشت گاستون دارد.
صفحه 2451
در میان صخرههای عمودی زاکسن، گاستون ورزشکار جان چهار صخرهنورد را نجات میدهد. هر دو زن نجاتیافته عاشق او میشوند؛ یکی از آنها به تامین مالی اختراع آیندهنگرانه گاستون کمک میکند، اما این حامی مالی ارتباط تاریکی با سرنوشت گاستون دارد.
یک زن میانسال و هوسران از طبقه مرفه جامعه، ناگهان مجبور میشود با دخترش زندگی کند. معشوقه حیلهگر او، وی را به خاطر دخترش رها میکند و دوستپسر جوان دختر را دلشکسته و ویران به حال خود میگذارد.
آداب معاشقه، رقابتهای عاشقانه و عشق در سه دوره زمانی مختلف روایت میشوند؛ جایی که مردی برای به دست آوردن دختری با یک شرور به رقابت میپردازد. در عصر حجر، این رقابت با حضور دایناسورها، استفاده از لاکپشت به جای تخته احضار روح و بازی گلف با سنگها همراه است. در…
راسکولنیکف، دانشجوی سابق، زمانی که برای پرداخت اجارهبهای آپارتمانش با مشکل مواجه میشود، به سمت ارتکاب قتل سوق پیدا میکند. هنگامی که پلیس در حال بررسی پرونده قتل است، راسکولنیکف میان تلاش برای پنهان کردن گناه خود و فشار برای اعتراف، دستوپا میزند.
باستر برای فراموش کردن معشوقه از دست رفتهاش، راهی یک سفر دریایی طولانی میشود و سوار بر یک کشتی صید نهنگ با کاپیتانی سختگیر میگردد.
باستر و فیلیس در تلاش برای اثبات مهارتهای بقای خود به یکدیگر، ماجراجوییهای متعددی را در طبیعت پشت سر میگذارند. بالونی که باستر را در حیات وحش فرود آورده بود، بعداً وقتی کانو آنها در آستانه سقوط از یک آبشار قرار میگیرد، به کار میآید.
زنی که از زندگی مشترک خود ناراضی است، نقشهای میکشد تا از شر شوهرش خلاص شود.
در این داستان شیرین، آدمهای خوب پیروز میشوند؛ حکایت دختر یتیم جوانی که در بخش زیادی از زندگیاش مورد آزار و اذیت قرار گرفته، اما در نهایت با ازدواج با مردی درستکار که او را از وضعیت دشوارش نجات میدهد، طعم خوشبختی را میچشد.
ولگرد یک زندانی فراری است که در کلیسای یک شهر کوچک، او را به اشتباه به جای کشیش جدید میگیرند.
در طول شام یک بارون ثروتمند و همسرش در یک عمارت آلمانی قرن نوزدهمی که چهار نفر از خواستگاران زن نیز در آن حضور دارند، یک نمایشدهنده سایهبازی با نشان دادن تصویری از آنچه ممکن است امشب در صورت تداوم حسادت بارون و پیشروی خواستگاران رخ دهد، ازدواج آنها را نجات …
کامئو کیربی (با بازی گیلبرت) که به اشتباه مقصر مرگ سرهنگ جان رندال شناخته شده است، باید پیش از آنکه بتواند عشق خود را به ادل (با بازی اولمستد)، دختر مرد متوفی، ابراز کند، شرور واقعی را پیدا کرده و نام خود را پاک کند.
در فرانسه قرن پانزدهم، یک دختر کولی توسط قاضی ارشد که شیفته او شده، به پاپوش قتل متهم میشود و تنها ناقوسزن تغییرشکلیافته کلیسای جامع نتردام میتواند او را نجات دهد.
زازا بازیگر زن و ستاره محبوب یک تئاتر روباز در شهری کوچک در فرانسه است. وقتی برنارد دوفِرن دیپلمات به این دهکده میآید، از ترس اینکه عاشق او شود، از او دوری میکند. اما در طول یکی از اجراها، در حالی که زازا روی تاب آواز میخواند، رقیبش طناب را میبرد و او سقوط…
دو کاروان واگن در منطقهای که اکنون کانزاسسیتی نام دارد به هم میپیوندند و برای حرکت به سمت غرب به مقصد اورگن با یکدیگر متحد میشوند. در این سفر، مهاجران گرمای بیابان، برف کوهستان، گرسنگی و حمله سرخپوستان را تجربه خواهند کرد. برای پیچیدهتر شدن اوضاع، یک مثل…
سیرانو دو برژراک در فرانسه قرن هفدهم فردی شاد، شوخطبع، شاعر، رهبر و سرشار از کاریزما و جسارت است. او تنها یک نقص دارد: بینی غیرمعمول و بزرگی که او را برای هر زنی غیرجذاب میکند. از این رو، او نمیتواند زنی را که دوست دارد، یعنی دخترعمویش رکسان، به دست آورد. ر…
زنی که به سادگی «او» نامیده میشود و همسرش که یک صنعتگر ثروتمند است، رابطه خوبی با هم ندارند. در حالی که زن از اینکه مرد به تمام خواستههایش اهمیت میدهد لذت میبرد، در این فکر است که آیا او واقعاً دوستش دارد یا خیر. از سوی دیگر، مرد با تصور کردن رقبای خیالی خ…
پادشاه روزیتا را به زندان میاندازد و وقتی دون دیگو، معشوق روزیتا، سعی میکند از او دفاع کند، او نیز به زندان افکنده میشود. در حالی که دون دیگو به اعدام محکوم شده است، پادشاه که هوس روزیتا را در سر دارد، تصمیم میگیرد او را در یک ویلای مجلل اسکان دهد. پادشاه …
سه تبهکار دست به یک سرقت بزرگ و بینقص میزنند. اما وقتی مجبور میشوند با هم در یکجا پنهان شوند، بهتدریج نسبت به یکدیگر دچار بیاعتمادی میشوند.
در یک کشتی بخار که به سمت شمال حرکت میکند، جایی که برادر مایک دین به طلا دست یافته است، مایک عاشق استل مکدونالد میشود. هنگامی که دین به ایستگاه تجاری کانادا میرسد، متوجه میشود که برادرش به قتل رسیده و شریک او به عنوان قاتل به اعدام محکوم شده است.
باروخ مایر، پسر یک خاخام ارتدوکس از یک محله یهودینشین فقیر در گالیسیا، تصمیم میگیرد سنت خانوادگی را بشکند و آنجا را ترک کند تا بازیگر شود.
یک نجیبزاده که خود را به عنوان فروشنده کراوات جا زده است، عاشق دختر یک خیمهشبباز سیرک میشود؛ در حالی که پیش از این با دختر وزیر جنگ کشورش ازدواج کرده است.
باستر که دانشجوی رشته گیاهشناسی است، به اشتباه در رشته مهندسی برق فارغالتحصیل میشود و برای سیمکشی یک خانه جدید استخدام میشود.
زن جوانی از روی وظیفهشناسی با یک میلیونر مسن ازدواج میکند و سپس در ماه عسل غمانگیز خود، عاشق نجیبزاده زیبایی میشود که قبلاً جان او را نجات داده بود.
مرد جوانی برای تحت تأثیر قرار دادن پدر دختری که به او علاقه دارد، برای یافتن کار به شهر میرود. او در نامههایی که به خانه میفرستد، از شغلهای مختلفش مینویسد و تخیل دختر، آنها را به کارهایی بسیار نجیبتر و والاتر از آنچه او واقعاً انجام میدهد، تبدیل میکند…
58,940 عنوان، صفحه 2451 از 2456
لینک توی حافظه کپی شد، حالا میتونی توی نرمافزار دانلودت بچسبونیش.
کپی خودکار انجام نشد، متن بالا رو دستی انتخاب و کپی کن.