ماریو و لوئیجی به همراه پرنسس پیچ و تود به ماجراجویی در دورترین نقاط فضا و سراسر کهکشان میپیوندند، جایی که در برابر پسر باوزر، یعنی باوزر جونیور، قرار میگیرند که در تلاش است پدرش را از کوچک و زندانی شدن نجات داده و آزاد کند و ...
صفحه 50
ماریو و لوئیجی به همراه پرنسس پیچ و تود به ماجراجویی در دورترین نقاط فضا و سراسر کهکشان میپیوندند، جایی که در برابر پسر باوزر، یعنی باوزر جونیور، قرار میگیرند که در تلاش است پدرش را از کوچک و زندانی شدن نجات داده و آزاد کند و ...
چهار دوست حیوان وقتی از اسارت در باغوحش سنترال پارک فرار میکنند و به ساحل جزیره ماداگاسکار میرسند، طعم زندگی در حیات وحش را میچشند.
در این فیلم تجربی و مسحورکننده، مینیسریال تلویزیونی «لانگولیرز» نوشته استیون کینگ، از طریق یک انیمیشن کلاژ سیاه و سفید و هیپنوتیزمکننده فشرده و دگرگون شده است؛ اثری که درام ماوراءالطبیعه آن اثر اصلی را با ظرافت بازسازی و بازآفرینی میکند تا تاثیری وهمآور و …
خرس برایر، خرس برامبل و دوستانشان در حال لذت بردن از زندگی در جنگل هستند که لاگر ویک شروع به قطع درختان میکند تا برای رفتن به خانه در تعطیلات پول جمع کند. از آنجایی که لاگر ویک دلتنگ خانه است، آنها نقشهای میکشند تا او را به موقع برای تعطیلات به خانهاش بفر…
ایلیا مورومتس باید اسب وفادار خود بورووشکا و خزانه کیف را از چنگال حریص راهزن معروف، یعنی سارق پرنده، نجات دهد.
لوپیتا نیونگو راوی مستندی درباره کمیکاستریپ «پیناتز» و خالق آن، چارلز ام. شولتس است. طرفداران مشهوری از جمله درو بریمور، کوین اسمیت و ال روکر از تأثیر این اثر بر زندگی خود میگویند و یک داستان انیمیشنی جدید نیز چارلی براون را در یک مسیر جستجو نشان میدهد.
خرابکاریهای ملوان زبل در آشپزخانه، او را به فکر پیدا کردن همسر میاندازد. او به یک بنگاه همسریابی میرود و درست همان لحظهای که بلوتو، اولیو را انتخاب میکند، او هم دست روی اولیو میگذارد. طبق معمول، این دو پسر مشکلشان را با مشت حل میکنند. طولی نمیکشد که بل…
پاپای و بلوتو دو ایستگاه آتشنشانی مجاور (و رقیب) را اداره میکنند. وقتی خانه بزرگ اولیو آتش میگیرد، آنها به جای خاموش کردن آتش، بیشتر درگیر جنگیدن با یکدیگر میشوند. وقتی بلوتو برای نجات اولیو به پشتبام میرود، آتش او را در آنجا گرفتار میکند. پاپای اسفناج…
وقتی پاپای نوزاد را با کالسکه به پیادهروی میبرد، این کوچولو تا زمانی که نخوابد آرام نمیگیرد. البته در این میان سر و صداها و شلوغکاریها پایانی ندارد.
پاپای، اولیو اویل و ویمپی در جزیرهای با بومیان متخاصم دچار سانحه کشتیشکستگی میشوند.
در سیرک، بتی بوپ رامکننده شیر است، روی طناب بندبازی آواز اصلی را میخواند و با مدیر سیرک هوسران مبارزه میکند.
دارکوب زبله در یک مدرسه تاکسیدرمی زندانی شده است، اما وقتی نوبت به خودش میرسد تا از او استفاده کنند، فرار میکند. سگ نگهبان مامور میشود تا او را بازگرداند.
پس از اینکه یک سگ چندتا از خانههای وودی را خراب میکند، وودی برای فرار از طوفان و باران، به همان خانهای پناه میبرد که سگ در آن زندگی میکند و ماجراهای خندهداری آغاز میشود.
وودی خسته و کوفته در خیابانها به دنبال جایی برای استراحت میگردد. او به مسافرخانه والی والروس برمیخورد که پذیرای مسافران است. او وارد خانه والی میشود، روی تخت جا خوش میکند و زنگ ساعت خود را کوک میکند. متاسفانه وودی با خروپفهای مداوم، خندهها و تکان خوردن…
جورج برای تولد جوآن یک جوجهاردک به او هدیه میدهد. در حالی که آنها برای جشن گرفتن بیرون رفتهاند، تام به دنبال اردک میافتد، اما نقشههایش نقش بر آب میشود؛ چرا که اردک (و بعداً جری) یک قوطی کرم ناپدیدکننده پیدا میکند و از آن برای تلافی کردن استفاده میکند.
جری و تافی پیشقراولان جشن شکرگزاری هستند. ناگهان تام به اتاق غذاخوری نفوذ میکند تا جری و تافی را نابود کند. به این ترتیب، جری، تافی و تام بر سر غذای شکرگزاری با هم میجنگند. در نهایت، آنها توافق میکنند که کل بوقلمون را با هم بخورند، اما تافی تصمیم میگیرد …
کشتی تام در جزیرهای غرق میشود که حداقل یک موش به نام جری در آن زندگی میکند. جری برای ناکام گذاشتن گربه گرسنه، خود را به شکل یک آدمخوار درمیآورد.
عمو دادلی، مجری برنامه رادیویی کودکان، به شنوندگانش یادآوری میکند که هفته «با حیوانات مهربان باشیم» است. تام تصمیم میگیرد با موش رقیبش، جری، مهربان باشد؛ اما پس از سرک کشیدن به دفترچه خاطرات جری، نظر این گربه تغییر میکند.
شرکت تلفن معجزه تلاش میکند تا جلوی وودی دارکوب را از نوک زدن و سوراخ کردن تیرهای تلفن خود بگیرد.
دونالد در حال سفر در حومه شهر است و تصمیم میگیرد برای شب استراحت کند. او به دلیل هزینه ۱۶ دلاری متل، از اقامت در آنجا خودداری میکند و در یک منطقه جنگلی چادر میزند. او ابتدا با باد کردن تشک بادی مشکل پیدا میکند، سپس با یک تخته سنگ مزاحم روبرو میشود و در نه…
سرباز دونالد داک در یک پیادهروی آموزشی بسیار طولانی و خستهکننده حضور دارد و لحظه به لحظه بیرمقتر میشود. سرانجام آنها به محل اردوگاه میرسند و دونالد با وجود اینکه به شدت گرسنه است و شام میخواهد، مجبور میشود از دستورها اطاعت کند و ابتدا چادرش را برپا کن…
دونالد تمام تلاش خود را میکند تا به عنوان پیشخدمت هتل، مودب و باوقار رفتار کند. اما وقتی اولین مهمان او پیت جونیور است، انجام این کار تقریباً غیرممکن میشود.
دونالد در حال شستن شیشههای یک برج مرتفع است؛ پلوتو دستیار اوست که طناب سکو را میکشد و سطلها را پر میکند، اما بیشتر وقتش را به خوابیدن میگذراند. درست زمانی که بالاخره کارها به خوبی پیش میرود، دونالد مرتکب اشتباه بزرگی شده و یک زنبور را آزار میدهد.
دامبلا، خواهر دونالد، سه پسرش به نامهای هوی، دوی و لویی را به ملاقات داییشان دونالد میفرستد. نگهداری از آنها برای دونالد کار بسیار سختی از آب درمیآید، حتی با وجود کمک گرفتن از کتاب تربیت فرزندش.
2,835 عنوان، صفحه 50 از 119
لینک توی حافظه کپی شد، حالا میتونی توی نرمافزار دانلودت بچسبونیش.
کپی خودکار انجام نشد، متن بالا رو دستی انتخاب و کپی کن.