باگز و دافی در راه رفتن به ساحل پیزمو گم میشوند و غاری پر از گنج را در صحرای عربستان پیدا میکنند که توسط حسن نگهبانی میشود.
صفحه 97
باگز و دافی در راه رفتن به ساحل پیزمو گم میشوند و غاری پر از گنج را در صحرای عربستان پیدا میکنند که توسط حسن نگهبانی میشود.
یک نگهبان برای محافظت از ذخیره غذایی در یک پایگاه اکتشافی قطب جنوب مستقر شده است، اما چیلی ویلی پنگوئن گرسنه است و چشمش به کنسروهای ساردین و دیگر غذاهای دریایی پایگاه است. تعقیب و گریزهای زیادی اتفاق میافتد اما در نهایت شکم ویلی حسابی سیر میشود.
اسپایک در حال آموزش کباب کردن به پسرش تایک است که تعقیبوگریز همیشگی تام و جری، آشپزی آنها را به هم میریزد.
تام برای گذراندن یک روز در ساحل با معشوقهاش مستقر میشود و به طور تصادفی روز جری را خراب میکند. در همین حال، دوستدختر تام بیشتر از خود تام، به بدنسازان ساحل توجه نشان میدهد.
دارکوب زبله مهمان یک برنامه تلویزیونی است و با یک کلاه ایمنی فضایی و یک تفنگ فضایی به عنوان یادگاری از آنجا خارج میشود. او تظاهر میکند که مردی از مریخ است و این موضوع آنقدر باور میشود که او را دستگیر کرده و برای آزمایش به یک آزمایشگاه اتمی میفرستند؛ آزمای…
اسمدلی، مدیر هتل برفی که چیلی ویلی در آن اقامت دارد، متوجه میشود که چیلی صورتحساب خود را پرداخت نکرده است. وقتی چیلی همچنان از پرداخت پول خودداری میکند، اسمدلی روشهای مختلفی را برای بیرون کردن او امتحان میکند، اما تمام تلاشهایش توسط چیلی یا به دلیل بیعر…
اسمدلی مدیر دره سنگ تعادل است، جایی که تختهسنگهای مختلف روی ستونهای بلند قرار گرفتهاند. همانطور که اسمدلی توضیح میدهد، کوچکترین صدایی برای سقوط سنگها کافی است («باید از یک ماهی قرمز در یک آکواریوم ضد صدا هم ساکتتر باشی»)، بنابراین تعجبی ندارد که وقتی …
دیوی کروکات کوچک از بچگی یاد میگیرد که با سلاحهای مختلف به خرسها شلیک کند، اما وقتی بزرگ میشود و با تفنگ شکاری شروع به شلیکهای جدی به سمت آقای خرس میکند، آقای خرس از این کار به شدت عصبانی میشود و به دیوی کروکات پیشنهاد میکند که هدف شلیک خود را به سمت ی…
بعد از اینکه صاحب تام به او دستور میدهد کثیفکاریهایی را که هنگام تعقیب جری به بار آورده تمیز کند، تام آگهی استخدام گربهای برای همراهی یک پیرزن را میبیند. تام خانه فعلی خود را به امید زندگی بهتر ترک میکند، اما متوجه میشود که آن پیرزن یک جادوگر است.
یک خرس رقصنده از باغوحش فرار میکند و راهش را به خانه تام و جری پیدا میکند. او با تام میرقصد و این کار باعث میشود تام نتواند با پلیس تماس بگیرد؛ جری هم از هر فرصتی برای پخش موسیقی استفاده میکند تا تام و خرس را در حال رقص نگه دارد.
یک جوجه دارکوب گمشده که فکر میکند جری مادرش است، هر کاری از دستش برمیآید انجام میدهد تا این موش را از دست تام که دوباره در حال تعقیب اوست نجات دهد. این اثر یک بازسازی سینماسکوپ از کارتون «دردسرهای تخممرغ» محصول سال ۱۹۴۹ است.
جری با صدای راوی داستان را تعریف میکند: تام به شدت عاشق گربه همسایه شده و با گربه پولداری به نام بوچ برای به دست آوردن دل او رقابت میکند. اما بوچ در هر مرحله به شکل مضحکی بیشتر از تام خرج میکند. پس از آن، تام مسیر سقوط را طی میکند تا جایی که او را در حال ف…
دارکوب زبله به عنوان یک پیکرتراش چوب کار میکند، شغلی که بسیار مناسب یک دارکوب است. او در حال تراشیدن یک مجسمه چوبی است که رئیس چارلی هورس قانونشکن، در حالی که توسط کلانتر تعقیب میشود، به مغازه دارکوب زبله پناه میبرد. کلانتر نیز از راه میرسد و پیش از اینکه…
دارکوب زبله در حال خواندن داستان «هانسل و گرتل» برای دو پسرعموی جوانش، ناتهد (پسر) و اسپلیتر (دختر) است. بچهها تصمیم میگیرند در جنگل گم شوند. گربهای آنها را میبیند و به یک خانه شیرینی زنجبیلی میکشاند. گربه سعی میکند از بچهها پای دارکوب درست کند، اما آ…
این کارتون یک تجربه عجیب و غریب است که میپرسد: «چه میشد اگر دارکوب زبله به اندازه تام بندانگشتی بود و مجبور میشد در یک توپ بولینگ زندگی کند؟»
یک ساعتساز برای پیدا کردن یک پرنده فاخته به جنگل میرود و دارکوب زبله را پیدا میکند. ساعتساز با این تصور که یک دارکوب میتواند جایگزین فاخته شود، تصمیم میگیرد او را بگیرد، به خانه ببرد و در ساعت به کار بگیرد. دارکوب زبله ایده دیگری دارد و ساعتساز را با یک…
آرت، که یک نقاش است، بخشنامهای دریافت میکند که در آن جایزهای برای بهترین نقاشی از یک گل کویری اعلام شده است. دارکوب زبله نیز آن را میخواند و تصمیم میگیرد وارد رقابت شود. او و آرت در سراسر کویر بر سر اینکه چه کسی تنها گل کویری منطقه را نقاشی کند، با هم می…
دارکوب زبله از آبشار نیاگارا دیدن میکند و درباره رفتن به درون آبشار معروف با یک بشکه سوال میکند که نگهبان به او میگوید این کار ممنوع است. دارکوب زبله بلافاصله تصمیم میگیرد به هر حال این کار را انجام دهد.
ملوان زبل و اولیو در حال رانندگی در یک منطقه روستایی کوهستانی هستند؛ یک زن روستایی بسیار تنومند به دنبال شوهر میگردد و ملوان زبل را میقاپد. وقتی اسفناج ملوان زبل از دستش میافتد، این اولیو است که باید اوضاع را نجات دهد.
ملوان زبل تازه ساخت خانهاش را تمام کرده است که گروهی از موریانهها به آن حمله میکنند.
پس از یک نبرد نظامی پیروزمندانه، ژنرالی با شکوه و رونق به خانه بازمیگردد. پادشاه به او پاداش میدهد و مدعی میشود که همه دشمنان از ژنرال خواهند ترسید. از آن پس، ژنرال دیگر به تمرین هنرهای رزمی نمیپردازد. او به خوردن، نوشیدن و زندگی مجلل مشغول میشود و دیگر ز…
هامفری خرس شانس زیادی در ماهیگیری ندارد؛ هر بار که ماهیهای خوبی صید میکند، حواسش پرت میشود و آنها را میاندازد. بنابراین او به سراغ صید ماهیگیران محلی میرود. اما جنگلبان وودلور با این کار مخالفت میکند و اصرار دارد که خرس باید مثل یک خرس واقعی ماهیگیری…
گردشگران زبالههای زیادی به جا گذاشتهاند. جنگلبان وودلور خرسهایش را به کار میگیرد تا با تبدیل کردن کار به یک بازی (و رقص) محیط را تمیز کنند، اما وقتی خودش روی تخت آویزش دراز میکشد، آنها متوجه حیله او میشوند. نقشه دوم: رشوه؛ تا زمانی که نظافت کامل نشود، غ…
تام جری را به یک پتشاپ محلی که موشهای سفید میخرد، میفروشد. بله، جری قهوهای است، اما کمی رنگ این مشکل را حل میکند.
2,830 عنوان، صفحه 97 از 118