رویاها، ایدهها و مبارزات سه مرد (به نمایندگی از «حقیقت»، «زیبایی» و «نیکی») را به تصویر میکشد که در جزیرهای کوچک ساکن میشوند.
صفحه 96
رویاها، ایدهها و مبارزات سه مرد (به نمایندگی از «حقیقت»، «زیبایی» و «نیکی») را به تصویر میکشد که در جزیرهای کوچک ساکن میشوند.
در اعماق جنگل، یک پرندهشناس در حال مطالعه گونههای مختلف پرندگان است. ابتدا او «مرغ عشقها» (یک پرنده شوهر زنذلیل و همسر پرندهاش که مدام غر میزند) و یک «مرغ مگسخوار» (که آهنگهای راک زمزمه میکند) را کشف میکند. سپس او وودی را پیدا میکند که انواع و اقسام…
جری و دوست موش فرانسوی کوچکش در حالی که پادشاه خواب است، مشغول غارت غذاها هستند. آنها او را بیدار میکنند و پادشاه با احضار تام، به او اتمام حجت میکند: یک صدای دیگر از موشها بیاید، سر تام قطع خواهد شد. موشها این موضوع را میشنوند و با هم متحد میشوند تا تا…
زن خانه برای چند ساعت بیرون رفته و نوزادش را به یک پرستار نوجوان سپرده است. تام و جری باید به تعقیب و گریزهای همیشگی خود پایان داده و آتشبس اعلام کنند، چرا که نوزاد بدون نظارت مدام از خانه فرار میکند.
دارکوب زبل در یک محله فقیرنشین زندگی میکند و از قبضهایش به ستوه آمده است؛ او با صدای بلند آرزو میکند که کاش ثروتمند بود. در همان لحظه، یک شبدر چهاربرگ از میان تختههای کف اتاق ظاهر شده و به یک دارکوب جن تبدیل میشود که سه آرزوی وودی را برآورده میکند. وودی …
دارکوب زبله گرسنه است و به غذا نیاز دارد. برای تهیه غذا به پول نیاز است و برای به دست آوردن پول، به شغل احتیاج دارد. بنابراین او برای فروشندگی بیمه درخواست میدهد و تلاش میکند به دولی بیمه بفروشد.
وودی شغلی به عنوان شکارچی تمساح پیدا میکند، اما تمساح هم نقشههای مشابهی برای این دارکوب دارد.
شیائو هی، یک ماهی کپور کوچک، از روی پایه پل میپرد و مورد تشویق چهار دوستش قرار میگیرد. مادربزرگش میگوید او تنها زمانی واقعاً توانمند است که بتواند مانند نیاکانش از دروازه اژدها عبور کند.
یک انیمیشن کوتاه کاغذی درباره ژو باجی، شخصیت خوک معروف داستان «سفر به باختر».
دافی تلاش میکند تا پورکی را در نقش پدر تاک متقاعد کند که او واقعاً رابین هود است.
المر فاد بار دیگر به شکار خرگوش میرود، اما این بار در قالب یک اپرا. اپرای زیگفرید اثر واگنر با بازی المر در نقش قهرمان اصلی و باگز بانی در نقش برونهیلد. آنها آواز میخوانند، میرقصند و صحنه را به آتش میکشند.
شرکت تلفن معجزه تلاش میکند تا جلوی وودی دارکوب را از نوک زدن و سوراخ کردن تیرهای تلفن خود بگیرد.
جری و تافی پیشقراولان جشن شکرگزاری هستند. ناگهان تام به اتاق غذاخوری نفوذ میکند تا جری و تافی را نابود کند. به این ترتیب، جری، تافی و تام بر سر غذای شکرگزاری با هم میجنگند. در نهایت، آنها توافق میکنند که کل بوقلمون را با هم بخورند، اما تافی تصمیم میگیرد …
دارکوب زبله به پارک ملی یلوستون میرود، جایی که با خرسی مواجه میشود که برای گرفتن غذا از مردم دست به هر کاری میزند.
دارکوب زبله برای ناتهد و اسپلیتر داستان تاثیر دارکوبها بر تاریخ جهان را تعریف میکند.
یک گربه نارنجی نشان میدهد که از سگها متنفر است. وقتی گربه با یک سگ بولداگ بزرگ و بدجنس روبهرو میشود، هر کاری از دستش برمیآید انجام میدهد تا ضمن آزار دادن سگ، از خشم او در امان بماند. گربه به دستگاهی برمیخورد که به او اجازه میدهد صدایش را تقلید و پرتاب …
تعطیلات دارکوب زبله در کویر توسط یک دانشمند با لهجه آلمانی خراب میشود؛ دانشمندی که فکر میکند روی مریخ فرود آمده است و میخواهد دارکوب زبله را به عنوان یک نمونه آزمایشگاهی با خود ببرد.
تام درست قبل از اینکه صاحبش جورج به سراغ یخچال برود، تکهای از مرغ باقیمانده را میخورد. جورج تهدید میکند که هر حیوانی این کار را کرده باشد، حسابش را میرسد. تام تقصیر را گردن اسپایک سگ میاندازد، اما جری در حین انجام این کار از او عکس میگیرد، دهها نسخه از…
جورج، پسرعموی تام که ترس شدیدی از موشها دارد، به ملاقات او میآید. جری حسابی گیج شده است، زیرا تام و جورج کاملاً شبیه به هم هستند.
تام دوباره در حال تعقیب جری است. موش با دستپاچگی به داخل لانه تایک، تولهسگ بولداگ، پناه میبرد. درست در کنار تایک خوابآلود، پدرش اسپایک خوابیده است. تام بدون فکر، تولهسگ را از خانهاش بیرون میکشد. وقتی اسپایک بیدار میشود و این صحنه را میبیند، هشدار سختی …
ناتهد و اسپلیتر، برادرزاده و خواهرزاده دارکوب زبله، در حال خواندن داستان «شنل قرمزی» هستند و از آنها خواسته میشود تا یک سبد خوراکی را برای مادربزرگ در جنگل ببرند. آنها در راه با یک گرگ ملاقات میکنند.
یک راهزن و اسبش متوجه میشوند که محموله بزرگی از شمش طلا با قطار حمل میشود، بنابراین بلافاصله برای سرقت آن برنامهریزی میکنند. از قضا، دارکوب زبله نگهبان قطار است.
دارکوب زبله سوار بر یک کشتی شکار نهنگ در جستجوی دوپی دیک، نهنگ صورتی است. وقتی نهنگ رویت میشود، کاخدا کشتی دارکوب زبله را با یک قایق پارویی میفرستد تا دوپی را بگیرد. نهنگ کشتی را نابود میکند اما از دارکوب زبله خوشش میآید و آنها با هم به پهنه اقیانوس میزن…
دارکوب زبله یک فروشنده است که تلاش میکند کالاهای خود را به خرسی که در خواب زمستانی است و به شدت عصبانی شده، بفروشد.
2,830 عنوان، صفحه 96 از 118