شب کریسمس است و اسنیفلز مصمم است بیدار بماند تا بابانوئل را ببیند. کاری که اصلا آسان نیست.
شب کریسمس است و اسنیفلز مصمم است بیدار بماند تا بابانوئل را ببیند. کاری که اصلا آسان نیست.
دونالد در حال شستن شیشههای یک برج مرتفع است؛ پلوتو دستیار اوست که طناب سکو را میکشد و سطلها را پر میکند، اما بیشتر وقتش را به خوابیدن میگذراند. درست زمانی که بالاخره کارها به خوبی پیش میرود، دونالد مرتکب اشتباه بزرگی شده و یک زنبور را آزار میدهد.
دونالد با یک قایق کایاک به سفر میرود. وقتی به محل کمپ خود میرسد، قایق را خالی میکند، با صندلی تاشو خود کلنجار میرود و به خواب میرود. در این میان، سنجابهای جنگل که با صدای قارقار او جذب شدهاند، تمام آذوقه فراوانی را که او بیدقت رها کرده بود با خود میبر…
دونالد و برادرزادههایش کارکنان یک ایستگاه آتشنشانی هستند. هوی، دوی و لویی که از خروپفهای دونالد کلافه شدهاند، زنگ خطر آتشنشانی را به صدا درمیآورند. طولی نمیکشد که دستوپاچلفتیبازیهای دونالد خود ایستگاه آتشنشانی را به آتش میکشد. آنها با شنیدن صدای آ…
یک فیلم تبلیغاتی نازی که برای ترویج یهودستیزی در میان مردم آلمان ساخته شد. در این فیلم، تصاویر تازهضبطشده از محلههای یهودینشین در لهستان تازه اشغالشده با فیلمها و عکسهای قدیمی ترکیب شده است تا به این آیین تهمت زده شود و ادعاهای هیتلر مبنی بر اینکه پیروا…
اولیو اویل ماهی قرمز خانگی جدیدش را به کشتی ملوان زبل میآورد، اما ماهی از تنگ خود به بیرون و درون دریا میپرد. اولیو ملوان زبل را تحت فشار میگذارد تا به دنبال آن برود.
کمپانی میستری پیکچرز به دنبال یک بدلکار میگردد. نخودچی به همراه ملوان زبل راه میافتد، اما ملوان زبل او را به خانه میفرستد. ملوان زبل بخشهایی از بدلکاریهای خود را به کارگردان نشان میدهد و او را تحت تأثیر قرار میدهد؛ وقتی میخواهد آخرین حلقه فیلم را بگذ…
دکتر بلوتو برای کاوش به تاریکترین نقاط آفریقا سفر میکند. ملوان زبل که در وطن مانده است، گزارشی رادیویی میشنود مبنی بر اینکه بلوتو گم شده است و با یک کلک چوبی برای پیدا کردن او به دریا میزند.
اولیو برای تولد ملوان زبل یک تولهسگ به نام یوجین جیپ میفرستد، اما با وجود تلاشهای فراوان ملوان زبل برای خواباندن او در بیرون از خانه، این تولهسگ مدام راه خود را به داخل خانه پیدا میکند. یک قسمت نادر از ملوان زبل بدون اسفناج.
ویلیام تل تیری پرتاب میکند که با فاصلهای اندک از کنار ملوان زبل رد میشود، سپس به ملوان زبل میگوید که به تازگی پسرش را در یک حادثه ناگوار تیراندازی از دست داده است. تل سپس در مقابل فرماندار بزرگ ایستادگی میکند و به او دستور داده میشود که سیبی را از روی سر…
66,713 عنوان، صفحه 6511 از 6672
لینک توی حافظه کپی شد، حالا میتونی توی نرمافزار دانلودت بچسبونیش.
کپی خودکار انجام نشد، متن بالا رو دستی انتخاب و کپی کن.