آرتور یک بازنشسته بداخلاق است که نمیتواند درک کند چرا همسرش ماریون میخواهد با آواز خواندن در یک گروه کر محلی غیرمتعارف، خودش را سبک کند. اما الیزابت، رهبر گروه کر، ویژگی خاصی در آرتورِ بیمیل میبیند و از تسلیم شدن در برابر او خودداری میکند. همانطور که الیزابت او را از لاک خود بیرون میکشد، آرتور متوجه میشود که برای تغییر کردن هیچوقت دیر نیست.