سال ۱۹۷۷، یک صبح سپتامبر در آنکارا... ییلماز تلاش میکند همسر باردارش نریمان را به سرعت به بیمارستان برساند و با ماشین عمر تصادف میکند. این تصادف باعث میشود اینجی، همسر باردار عمر که در صندلی عقب نشسته بود، دچار زایمان زودرس شود. نوزادان در یک روز به دنیا میآیند و برای اولین بار یکدیگر را میبینند. این تصادف سرآغاز زنجیرهای از تصادفهاست که اوزگور و دنیز را به هم پیوند میدهد.