کوین، مردی عصبی، متوجه میشود که به یک بیماری چشمی بیخطر مبتلا است و بلافاصله پس از آن زندگیاش از کنترل خارج میشود. وقتی همکار زیبایش، کلسی، به او ابراز علاقه میکند، کوین در تصمیم خود برای خواستگاری از دوستدختر قدیمیاش، دون، دچار تردید میشود. او پس از گفتگو با بهترین دوستش، جیمسون، ناشیانه تلاش میکند تا تردیدهایش را برای دون توضیح دهد، اما این خواستگاری احتمالی به جدایی ختم میشود. وقتی دون به پاریس فرار میکند، کوین در آخرین تلاش برای بازگرداندن عشق زندگیاش، او را تعقیب میکند.