جنیفر، یک بانکدار پرکار اهل بورلی هیلز، درست قبل از کریسمس و پس از اینکه پدرش، تد، هنگام نصب تزیینات سقوط سختی میکند، به شهر کوچک خود در شمال کالیفرنیا بازمیگردد. جنیفر در زمان حضورش در خانه، کارتهای کریسمس عاشقانهای از یک تحسینکننده ناشناس دریافت میکند که مشخص میشود جک، همسایه قدیمی و عشق زندگیاش است. اما فقط یک مشکل وجود دارد؛ جک سه سال پیش در یک تصادف رانندگی جان باخته است.