جولیان که از زندان آزاد شده و کاملاً ورشکسته است، نقشهای به شدت کثیف برای پولدار شدن طراحی میکند و برای کثیفتر کردن ماجرا، مجبور است محصول خود را به دشمن دیرینهاش، سایرس، تحویل دهد که در مونترال منتظر نهایی کردن این معامله کثیف است. در همین حال، کسبوکار پرورش ماریجوانای ریکی با تهدید بزرگی مواجه میشود، چرا که دولت برنامهای برای قانونی کردن آن اعلام کرده است. بابلز نیز با اکراه به آنها ملحق میشود تا ارثیهای را که از پدر و مادر مفقودالاثرش به جا مانده، مطالبه کند.