«شببخیر به آدمبدهای داستان» درست از جایی شروع میشود که قسمت «رودخانهای از کثافت از میان آن میگذرد» به پایان رسید. یک سال از آن ماجراها گذشته و ریکی، جولیان و بابلز غرق در پول نقد هستند؛ اما جولیان یک سال است که روی پولها جا خوش کرده و ادعا میکند «فیلمهایی مثل کازینو ثابت میکنند که ولخرجی و نشان دادن فوری پول ایده بدی است» و سپس آن را در ماشین دلورین تازه خریداریشدهاش (همان ماشین فیلم بازگشت به آینده) پنهان میکند.