مردی با لباس کشیشی که به نظر میرسد همان پدر اوشیِ مورد انتظار است، در سال ۱۹۴۷ وارد یک هیئت مذهبی کاتولیک کمرفتوآمد در چین میشود. اگرچه این مرد به طرز عجیبی با وظایف کشیشی خود احساس راحتی نمیکند، اما تاکتیکهای سرسختانه او در هفت دهکده بسیار موفقیتآمیز عمل میکند؛ آن هم در حالی که چین در اطراف آنها در آتش جنگ داخلی و انقلاب در حال فروپاشی است. اما او رازی در سینه دارد و دوستیاش با آن، پرستار هیئت مذهبی که بیوه جنگی جذابی است، به نظر میرسد لحنی غیرکشیشی به خود میگیرد.