وقتی جک، مسافر سرراهی، ورونیک را از یک درگیری جادهای نجات میدهد، این دو تصمیم میگیرند برای امنیت بیشتر با هم سفر کنند؛ چرا که متوجه میشوند یک قاتل زنجیرهای در این منطقه مشغول کشتار است. آنها خسته و گرسنه، برخلاف عقل و منطق خود، پیشنهاد اقامت شبانه در عمارت یک زوج مسن و مرموز را میپذیرند.