استیون الیوت، نویسنده و مصرفکننده داروی آدرال، زمانی به حضیض زندگیاش میرسد که پدرش پس از سالها دوری بازمیگردد و ادعا میکند استیون بخش زیادی از دوران کودکی تاریکی را که منبع الهام نوشتههایش بوده، از خود درآورده است. استیون که در منطقه خاکستری و متزلزل حافظه سرگردان است، توسط سه منبع الهام هدایت میشود: یک رابطه عاشقانه جدید، بهترین دوستی که در گذشته او شریک است و یک پرونده قتل که او را به یاد داستان زندگی خودش میاندازد. بر اساس کتاب خاطراتی به همین نام.