در سال ۱۸۲۸، خانواده ورشکسته پینچون بر سر عمارت اجدادی «هفت شیروانی» با هم درگیر میشوند. جفری پینچون برای به دست آوردن خانه، پاپوشی برای برادرش کلیفورد درست کرده و او را به جرم قتل به زندان میاندازد. هپزیبا، نامزد وفادار کلیفورد، بیست سال صبورانه منتظر آزادی او میماند؛ تا اینکه کلیفورد و همسلولی سابقش، متیو که یک لغوکننده بردهداری است، نقشه خاصی را طراحی میکنند.