در استان مرزی و شورشی شمال هند مستعمره، کاپیتان ارتش بریتانیا، اسکات، به همراه یک شاهزاده جوان و معلم سرخانه پسر، با یک قطار قدیمی فرار میکنند؛ در حالی که شورشیان مسلمان با هدف ترور شاهزاده، بیوقفه در تعقیب آنها هستند.