آرتی برخلاف میل همسر سنتیاش، سوبراتا، و والدین او که با آنها زندگی میکنند، شغلی به عنوان فروشنده خانهبهخانه در محلههای ثروتمند کلکته پیدا میکند. آرتی با الگوبرداری از دوست انگلیسی-هندی خود، ادیت، که با مردانی که در کار با آنها مواجه میشود همتراز صحبت میکند، به سرعت به فروشنده برتر شرکت خود تبدیل میشود. وقتی سوبراتا شغل خود را از دست میدهد، موازنه قدرت شروع به تغییر میکند.