ماری، یک تهیهکننده فیلم، به زادگاهش روسیه بازمیگردد تا والدین بیولوژیکی خود را پیدا کند. او بهسرعت متوجه میشود که آنها مردهاند و خانه روستایی و سالها خالی از سکنه آنها به او ارث رسیده است. در آن مزرعه، او با نیکولای ملاقات میکند که ادعا میکند برادر دوقلوی اوست. ماجرا زمانی وحشتناک میشود که این دو با همزادهای شبحوار خود مواجه میشوند و خود خانه گویی آنها را به سمت سرنوشتی سوق میدهد که باید ۴۰ سال پیش به آن دچار میشدند.