لرد دونالد و لیدی نانسی همراه با جیمز، پسر بزرگشان که دارای معلولیت ذهنی است، در عمارت باشکوه اما مخروبه لانگلی زندگی میکنند. نانسی به شدت بیمار شده و دونالد در حال آماده شدن برای فروش خانه است تا پول کافی برای هزینه عمل او را جمعآوری کند. او هماهنگ میکند تا پرستار خانوادگی، مری، در غیاب او از نانسی مراقبت کند. با این حال، جیمز میخواهد به پدرش ثابت کند که میتواند به تنهایی از مادرش مراقبت کند و تصمیم میگیرد مری را بیرون از خانه حبس کند. طولی نمیکشد که جیمز شروع به مخلوط کردن قرصهای مادرش میکند و مصرف داروهای خودش را فراموش میکند؛ با افزایش استرس مراقبت از مادر، شدت بیماری خود او نیز بیشتر میشود.