پالی با پدرش در روستای کوچکشان زندگی میکند. پالی برای تکمیل تحصیلات عالی خود به چندیگر نقل مکان میکند و در آنجا با پروان آشنا میشود؛ یک دانشجوی باهوش که عاشق او میشود. با این حال، پالی چندان علاقهای نشان نمیدهد زیرا پدرش قبلاً یک شوهر مقیم خارج برای او پیدا کرده است. اگرچه پالی به پروان درباره ازدواج سنتیاش میگوید، اما پروان از تسلیم شدن خودداری میکند و سعی میکند به پدر پالی ثابت کند که گزینه بهتری است.