یازده سال پیش، خانواده ثروتمند اشبی با مرگ آقای و خانم اشبی در یک سانحه هوایی و خودکشی پسر عزادارشان تونی، از هم پاشید. اکنون تنها سایمون بیرحم که الکلی است و به شدت به پول نیاز دارد، خواهرش النور که از نظر روحی آسیبپذیر است و عمه محافظکارشان هریت باقی ماندهاند. سایمون تنها چند هفته با دریافت ارثیه خود فاصله دارد، اما با ورود ناگهانی تونی که گمان میرفت سالها پیش مرده است، برنامههایش به هم میریزد.