لنس ۳۰ ساله در حال ازدواج با میشل، دختر رویاهایش است و صمیمیترین دوستانش، تری، رنی و حکیم برای او جشن مجردی میگیرند. آنچه به عنوان یک شب بیخطر از تفریح و شادی شروع میشود، به سرعت تلخ میشود؛ چرا که خشمها شعلهور میشوند، کینههای قدیمی آشکار میگردند، خاطرات دردناک زنده میشوند، دوستیها مورد آزمایش قرار میگیرند و عشق با دروغ سنجیده میشود.