در مکزیک قرن نوزدهم، الخاندرو، یتیم جوان، توسط خانواده ثروتمند و زمیندار ارنشاو به سرپرستی پذیرفته میشود و به عمارت آنها، بلندیهای بادگیر، نقل مکان میکند. به زودی، این ساکن جدید عاشق خواهرخوانده دلسوز خود، کاتالینا میشود. این دو پیوند عمیقی با هم برقرار میکنند که ناگسستنی به نظر میرسد، تا اینکه کاتالینا تحت فشار هنجارهای اجتماعی، احساسات خود را سرکوب میکند و با ادواردو، مردی ثروتمند و همشأن خود ازدواج میکند. الخاندرو عهد میبندد که او را پس بگیرد.