پروفسور همیلتون، دانشمند هستهای سادهدلی که زمانی فکر میکرد بمبها برای بشریت مفید هستند، به اشتباه خود پی میبرد و از اختراعاتش فرار میکند. او در کالبوچ پنهان میشود؛ شهر ساحلی زیبایی که مردم آن هنوز به شوخطبعی و دوستی باور دارند.