جو و خواهر و برادرهایش با چند مشکل روبرو هستند. اول از همه، ناپدری و نامادری آنها به شدت خبیث هستند. دوم اینکه، به نظر میرسد آنها را کشتهاند! حالا این جمع درهموبرهم از خواهران ناتنی و برادران ناتنی باید راهی برای خلاص شدن از شر جسدها، مخفی کردن قتلها، تصاحب ارثیه پدربزرگشان و به نحوی کنار هم ماندن به عنوان یک خانواده پیدا کنند، آن هم بدون اینکه لو بروند. بماند که جو مدام باید خواهر بیبندوبار خود را زیر نظر داشته باشد، مراقب بچههای کوچک و باهوش باشد و نگاهی هوسآلود به دختر همسایه داشته باشد. بزرگ شدن دردسرهای خودش را دارد و قتل فقط یکی از آنهاست.