تاد، مدیر برنامهها و دوست قدیمی رایان بنکس، این ایده به ذهنش میرسد که رایان در یک برنامه واقعنما (رئالیتی شو) همسریابی شرکت کند تا تصویر عمومی خرابشدهاش را بازسازی کند. تنها مشکل این است که تاد عاشق چارلی میشود؛ دختری که رایان تصمیم گرفته به او پیشنهاد ازدواج بدهد.