شاهزاده تاریکی بار دیگر سایه نامیرای خود را بر روستای نفرینشده کلایننبرگ میافکند؛ زمانی که خاکستر او با خون خفاش آغشته شده و دراکولا دوباره زنده میشود. در این میان، دو قربانی بیگناه به دنبال یکی از عزیزان گمشده خود میگردند که تا سرحد مرگ مورد لطف معشوقه دراکولا قرار گرفته است. اما پس از اینکه آنها جسد بیخون او را در دخمه قلعه دراکولا پیدا میکنند، انتقام شهوتانگیز ارباب خونآشامها آغاز میشود.