در طول یک تابستان آفتابی در سیسیل، تانینو، دانشجوی بیهدف سینما و رادیکالِ تازهکار، با سالی، یک توریست آمریکایی رویاپرداز از طبقه مرفه، رابطهای کوتاه برقرار میکند. با پایان تابستان، سالی بدون هیچ تماسی به خانه برمیگردد. تانینو که به شدت دلباخته شده، تصمیم میگیرد به بهانه پس دادن دوربینی که سالی جا گذاشته، او را غافلگیر کند. اما وقتی به آنجا میرسد، به سرعت متوجه میشود که واقعیت آمریکا و رابطهاش با سالی، با آن نسخه ایدهآلی که در تخیلات پسرانه روستاییاش ساخته بود، فرسنگها فاصله دارد.