آلبین برای اینکه شریکش رناتو را حسود کند، با لباس زنانه در یک کافه منتظر میماند تا کسی با او طرح دوستی بریزد. اما اوضاع طبق نقشه پیش نمیرود و مردی که به او نزدیک میشود در واقع یک جاسوس است که از آلبین به عنوان حامل ناآگاه میکروفیلمهای سری استفاده میکند. حالا آلبین و رناتو که تحت تعقیب ماموران بیرحم هستند، به ایتالیا فرار میکنند تا در یک مزرعه پنهان شوند؛ جایی که آلبین باید نقش همسر رناتو را بازی کند. آیا آلبین میتواند از دست جاسوسان فرار کند یا مجبور است تا ابد به این نقش بازی کردن در قامت یک زن ادامه دهد؟