پس از آنکه کاروان آنها مورد حمله قرار میگیرد و خانوادههایشان توسط غارتگران عرب قتلعام میشوند، دو نوجوان به نامهای دیوید و سارا در دل بیابان فرار میکنند. اما بیابان مملو از خطرات طبیعی، حیوانات وحشی و اشتهای ناپاک «شغال» است؛ شیخی که سارا را برای خودش میخواهد. با این حال، بیابان مأمن وسوسه و عشق نیز هست. دیوید و سارا در یک واحه پناه میگیرند و زندگی جدیدی برای خود میسازند و ابعاد تازهای از وجود یکدیگر را کشف میکنند.