پس از آنکه پدر دولورس به دست یک یاغی کشته میشود، او با پیتر ازدواج میکند. در حالی که آنها در دریای قطب شمال هستند، دولورس با کاپیتان کشتی روبرو میشود که همان قاتل پدرش است. کاپیتان باعث بروز یک «تصادف» برای پیتر میشود و حالا دولورس در حالی که در بندری دورافتاده لنگر انداختهاند، کاملاً تنها و بیدفاع مانده است.