میکله، استاد جوان ریاضیات، به آپارتمان جدیدی نقلمکان میکند. او که تنها، افسرده و عصبی است، وقت خود را صرف زیر نظر گرفتن وسواسی زوجهای اطرافش میکند، بهویژه همسایگانش که زوج جوانی هستند و برای حفظ رابطهشان تلاش میکنند. وقتی بیانکا، معلم جدید دبیرستان محلی، وارد زندگیاش میشود، میکله خود را در حال عاشق شدن میبیند. همزمان، مجموعهای از قتلها محله را تکان میدهد و سوءظنها را به سمت او روانه میکند.