بخش اول با نام «دنیایی جدید»، داستان مهندس جوان آلمانی، کارل می را روایت میکند که به آمریکا میآید و در یک شرکت راهآهن در غرب وحشی مشغول به کار میشود. او در شرایطی دراماتیک با رئیس قبیله آپاچی، وینتو، آشنا شده و با او و قبیلهاش دوست میشود. آپاچیها به او نام «اولد شاترهند» را میدهند. حالا آنها با هم علیه مزدوران بیرحم شرکت راهآهن که میخواهند مسیری را از میان قلمرو سرخپوستان عبور دهند، مبارزه میکنند.