احداث راهآهن بزرگ غربی باعث ایجاد درگیری شدیدی بین شرکت راهآهن و قبایل سرخپوست همسایه میشود. بدتر از آن، سانتر، رهبر یک باند تبهکار، چشم به یک معدن طلا در سرزمین مقدس سرخپوستان دوخته و ناظر ساختوساز را تحت تأثیر قرار میدهد تا مسیر راهآهن برنامهریزیشده را مستقیماً از میان قلمرو آپاچیها تغییر دهد. اولد شترهند که به عنوان تکنسین نقشهبرداری کار میکند، از این نقشه شوم باخبر میشود و برای جلوگیری از جنگ، تلاش میکند با آپاچیها ارتباط برقرار کند.