جانی، مردی میانسال و بیپول که تنها سلاحش شوخطبعی اوست، همراه با مادرش در آپارتمان قدیمیشان زندگی میکند. بدهیها روزبهروز بیشتر میشوند، اما اگر جانی بپذیرد که در طول تعطیلات نیمه اوت (فراگوستو) از مادر مدیر ساختمان مراقبت کند، تمام بدهیهایش بخشیده خواهد شد.