در خانواده مدبر وصیتنامه قدیمی وجود دارد که هر بار پیامدهای خونینی به بار میآورد؛ اینکه تمام ارثیه باید فقط به فرزندان ذکور برسد. این بار پیش از اجرای وصیت، داماد خانواده، سیف، تلاش میکند تا پسر خانواده را به قتل برساند. اما پسر که برزو نام دارد، توسط یک شکارچی محلی که در کوه دالاهو زندگی میکند از مرگ نجات مییابد. تمام ثروت به برادرزاده آنها، آرزو میرسد اما پس از ۲۰ سال برزو بازمیگردد و قصد انتقام دارد.