ناخدا خورشید دریانوردی است که با وجود داشتن تنها یک دست، قایق کوچک خود را هدایت میکند. در تبعیدگاه او که به دلیل آبوهوای گرم و شرایط سخت زندگی محل تبعید مجرمان خطرناک است، گروهی از این تبعیدیها قصد فرار دارند. آنها از یک واسطه میخواهند تا با خورشید معامله کند. از خورشید خواسته میشود تا آنها را به صورت غیرقانونی با قایقش از کشور خارج کند. او در ابتدا تمایلی به این کار ندارد، اما به دلیل سختیهای معیشتی، این کار را میپذیرد.