سوک جونگ، مرد مجرد و سنبالایی که هیچ تجربهای در رابطه عاطفی ندارد، در اولین نگاه عاشق یک زن تنفروش به نام اونها میشود. در ابتدا اونها هیچ علاقهای به سوک جونگ نشان نمیدهد، اما به تدریج تحت تاثیر فداکاریهای او قرار میگیرد و در نهایت عاشق او میشود. آنها با هم ازدواج میکنند. با این حال، یک روز اونها متوجه میشود که به اچآیوی مبتلا شده است و تصمیم میگیرد سوک جونگ را ترک کند.