یک کفاش جوان به جرم سرقت مقدار کمی پول دستگیر و به پانزده سال زندان محکوم میشود. او پس از آزادی میخواهد مجوزی برای کار و شروعی دوباره بگیرد، اما متوجه میشود که بدون کار نمیتواند مجوز بگیرد و بدون مجوز هم نمیتواند کار پیدا کند. او که در شبکه مضحک بوروکراسی پروس گرفتار شده، هیچ راه فراری نمیبیند؛ تا اینکه وارد یک مغازه سمساری میشود و یونیفرم یک افسر پروسی را میبیند که کاملاً اندازه تن اوست.