زندگی یک پسر جوان ویتنامی بر اثر جنگی که در کشورش شعلهور است، دچار آشوب میشود. این پسر ده ساله در حالی که پدرش برای جنگ در جبهه ویتکنگ میرود، در کنار مادر و خواهر نوزادش میماند. در غیاب پدر، مادرش به دلیل کار بیش از حد و ناتوانی در یافتن مراقبتهای پزشکی مناسب برای بیماریاش، از دنیا میرود. او از خواهر کوچکش مراقبت میکند و با واکس زدن کفش و کارهای متفرقه دیگر برای گذران زندگی میجنگد تا اینکه پدرش بازگردد. در این فیلم که توسط عکاس جنگی کهنهکار، رائول کوتار کارگردانی شده، هم یک سرباز آمریکایی و هم یک نیروی منظم ویتکنگ در حال دفاع از برنامههای سیاسی کشورشان نشان داده میشوند؛ همچنین تاکتیکهای چریکی و بمبارانها به تصویر کشیده شده است.