پس از یک سری قتلهای زنجیرهای، اهالی روستای شتتل، عامل این جنایات یعنی کنت میترهاوس را به قتل میرسانند. پانزده سال بعد، «سیرک شبها» در این روستای طاعونزده ظاهر میشود و معشوقه، فرزندان و پسرعموهای میترهاوس در میان هنرمندان آن حضور دارند. آنها به شتتل آمدهاند تا آخرین کلمات کنت را عملی کنند؛ نفرینی شیطانی و بیرحمانه از مرگ و نابودی برای کسانی که در کشتن او دست داشتند. در حالی که سیرک خونآشام برای مرگبارترین اجرای خود آماده میشود، کودکان شتتل به هدف یک انتقام وحشیانه و ویرانگر تبدیل میشوند.