جیمی دِید، زن خانهدار، حتی پس از اینکه آزارهای همسر خشونتطلبش، فرانکی، منجر به از دست رفتن شنوایی او میشود، در کنارش میماند. وقتی ماشین فرانکی به همراه یک جسد غیرقابل شناسایی در داخل آن پیدا میشود، افسران پلیس، جان باکس و اندرو رمزی، به جیمی شک میکنند که او را کشته است. اما جیمی پس از اینکه متوجه میشود حساب بانکیاش خالی شده، میترسد که فرانکی هنوز زنده باشد و پا به فرار میگذارد در حالی که پلیس در تعقیب اوست.