کارلوس، رئیس یک باند تبهکار، به هری که صاحب یک اوراقی در وین است دستور میدهد تا کیفی را از لهستان برایش بیاورد. هری این ماموریت را به بهترین آدمش، شورش، میسپارد. شورش که چندان باهوش نیست و گواهینامه هم ندارد، تمام فکرش درگیر مسابقات ۲۴ ساعته لمانز است. بنابراین او دستور را به مائو میدهد و به جای خودشان، هانس و مکس را به لهستان میفرستد. سفر آنها به یک تجربه بیپایان از مصرف مواد مخدر و پدیدههای غیرعادی تبدیل میشود.