پس از اینکه زک توسط دوستدخترش رها میشود، برادر بزرگترش تصمیم میگیرد یک مهمانی خانگی در خانه سالمندان متروکه و قدیمی که در حال بازسازی آن است برای او ترتیب دهد. این ساختمان تاریخچهای تاریک دارد؛ مالک قبلی معتقد بود ساکنان آن توسط شیاطین تسخیر شدهاند، بنابراین تمام درها را قفل کرد و آنجا را به آتش کشید. در طول مهمانی، دوستان زک یکی پس از دیگری قربانی همان نفرین میشوند.