ریچارد وین در حین رانندگی در جاده تصادف میکند و همسر محبوبش، کری وین، جان خود را از دست میدهد. در طول دو سال بعد، خواهرزن او، لیسی کالینز، به خانه او نقلمکان میکند تا به ریچارد در بزرگ کردن پسرش دنی و دختر نوجوانش مولی کمک کند. اما وقتی ریچارد تصمیم میگیرد با نیکول هریس ازدواج کند، لیسی که زنی روانپریش و مجنون است و به ریچارد عشق میورزد، تلاش میکند با بدخواهی علیه نیکول و بازی دادن دنی، ریچارد را مجبور به لغو عروسی کند.