نانی مورتی در دفترچه خاطرات خود، سه داستان از برشی از زندگی را با نگاهی خشک و طنزآمیز روایت میکند: در بخش اول، او با موتور وسپای خود در رم خلوت و آفتابسوخته تابستانی میراند؛ در بخش دوم، به ملاقات دوستی گوشهنشین در یک جزیره میرود که او را به سفری بداهه میان جزایر کوچک برای یافتن آرامش میکشاند؛ و در بخش پایانی، خود را در حال دستوپنجه نرم کردن با یک بیماری ناشناخته مییابد.