تونا و دوست قدیمیاش الکس، در تلاش هستند تا خود را به مراسم عروسی ریچارد در سنترال پارک برسانند. این دو با گروهی از دوستان قدیمی خود ملاقات میکنند، اما این تجدید دیدار باعث زنده شدن حسادتهای قدیمی و بحثهای داغ درباره سیاست، مذهب و معنای موفقیت میشود؛ در حالی که کل این مهمانی در میان بارش شدید باران و فوران احساسات در آستانه فروپاشی قرار میگیرد.